کویت، دفتر رایزنی فرهنگی ایران را بست

[ad_1]

گروه سياسي: دولت کویت ضمن بستن دفتر رایزن فرهنگی ایران در این کشور، تعداد دیپلمات‌های ایرانی در سفارتخانه را کاهش داد.


طبق اعلام رسانه های عربی، دولت کویت این اقدام را به بهانه پرونده «گروه العبدلی» انجام داده است؛ پرونده‌ای که کویت در آن ایران را به ارتباط با عناصر این گروه متهم می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع

اثر برجام بر روی معادلات منطقه‌ای

[ad_1]

روزنامه بهار: درباره ابعاد اقتصادی برجام سخنان بسیاری گفته شده است و همینطور درباره آن که برجام توانسته است تهدیدات بالقوه نظامی و امنیتی علیه کشورمان را به شدت کاهش دهد و به اصطلاح «سایه جنگ» را از کشور دور کند. اما برجام اثر مهم دیگری هم داشت که در این دو سال کمتر به آن پرداخته شده است؛ اثری بر روی معادلات منطقه‌ای. نقش ایران در منطقه پر آشوب خاورمیانه همواره نقشی مهم و حیاتی بوده است. بخشی از علل اهمیت نقش ایران در منطقه ناشی از منابع انرژی و البته توانمندی‌های نظامی در اختیار کشورمان است اما بخش مهمتری از آن که به دوسال اخیر باز می‌گردد ناشی از تاثیر برجام است.

ایران تا پیش از برجام به عنوان کشوری شناخته می‌شد که می‌خواهد قواعد عرصه بین الملل را بر هم زده و بر خلاف نظامات حاکم بر این صحنه عمل کند. قرار گرفتن کشورمان ذیل فصل هفت منشور ملل متحد، بیان سخنانی شاذ از سوی رئیس جمهور وقت که برای بسیاری از رهبران جهان غیر قابل فهم و گاه مضحک به نظر می‌آمد و همینطور عدم کفایت کافی در تیم سیاست خارجی آن دوران سبب آن شده بود که بسیاری از فرصت‌های به وجود آمده در حوزه منطقه‌ای از بین برود و ایران نتواند از امکانات و ظرفیت‌های بالقوه خود در این عرصه به آن‌اندازه که شایسته است در راستای منافع ملی کشور استفاده کند.

پس از برجام که می‌توان مهمترین دستاورد آن را امنیت زدایی از جایگاه ایران در جهان دانست، بار دیگر کشورمان در صحنه بین الملل کشوری همگام با قواعد بین الملل و یا حداقل به عنوان کشوری که سر جنگ با این قواعد را ندارد شناخته شد. برجام جایگاه کشورمان را از کشورهایی که تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی شناخته می‌شوند به جایگاه کشوری در شرایط نرمال تغییر داد. همین امر یکی از مهمترین علل تغییر رویکرد کشورهای جهان به ایران در حوزه پرونده‌های باز در منطقه خاورمیانه است.

  امروزه تمامی طرف‌های درگیردر بحران‌های خاورمیانه چه قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند روسیه و آمریکا چه اتحادیه اروپا و چه قدرت‌های منطقه‌ای همچون عربستان و‌ترکیه به این نکته اذعان دارند که هر راه حلی بدون حضور ایران این منطقه را به سمت و سوی آرامش هدایت نخواهد کرد و راه حل هایی که در آن از نقش ایران غفلت شده است کارایی لازم را نخواهد داشت. این نقش مهم در خاورمیانه علاوه بر توانمندی‌های نظامی و ظرفیت‌های اقتصادی حاصل عامل مهم دیگری نیز هست که همانا برجام است. اگر برجام نبود کشورمان همچنان ذیل فصل هفت منشور ملل متحد تعریف می‌شد و نزدیک‌ترین دولت‌های منطقه به ایران نیز مشغول اجرای بند به بند قطعنامه‌های تحریمی بی سابقه علیه کشورمان بودند.

همانقدر که توانمندی‌های نظامیان ایرانی قابل افتخار است باید به دیپلمات‌های کشور نیز مفتخر بود که توانستند با درایت خود پرونده‌ای سخت و پیچیده را همچون پرونده هسته‌ای به سرانجامی مطلوب رسانده و جایگاه ایران را در منطقه ارتقا دهند به گونه‌ای که رهبری پس از پایان مذاکرات هسته‌ای به صراحت فرمودند که «تیم مذاکره کننده در قضیه هسته‌ای آزمون خوبی را از سر گذراندند» حال امروز نوبت نقش آفرینی مجدد دیپلمات‌ها این بار برای به سرانجام رساندن پرونده بحران‌های منطقه‌ای است و وقت آن است که با اعتمادی مجدد شاهد آن باشیم که آن‌ها با سرلوحه قرار دادن ایده «منطقه قوی به جای قوی‌ترین در منطقه» گفتگوهای منطقه‌ای را آغاز کرده و در نهایت با الگویی همچون برجام به بحران‌های عمیق به وجود آمده در منطقه پایان دهند.

[ad_2]

لینک منبع

شخصیت ظریف، آمریکا را به چالش کشید

[ad_1]

روزنامه بهار: طی دو سالی که از توافق هسته‌ای ایران با 5+1 یک می‌گذرد، ایران به جسم و روح برجام پایبنده بوده و حتی آمریکا هم به این موضوع اذعان کرده است. آمریکا نمی‌خواهد حداقل برای حفظ وجهه بین‌المللی خود، با اعمال تحریم‌های هسته‌ای، بندهای برجام را نقض کند. از این رو قصد کرده با بهانه‌هایی همچون ادعای حمایت ایران از گسترش‌تروریسم، تحریم‌هایی از جنس دیگر را به پیکره این ملت تحمیل کند. با مهدی مطهرنیا درباره آینده این تحریم‌های احتمالی و همچنین دستاوردهای سفر وزیر خارجه کشورمان به آمریکا به گفت‌وگو نشستیم. این کارشناس امور بین‌الملل با بیان اینکه شخصیت ظریف و ادبیات مدبرانه او در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، موجب شده حتی افکار عمومی آمریکا با سیاست‌های‌ترامپ در قبال ایران با چالش روبه‌رو شوند، معتقد است سایر کشورهای کمیسیون مشترک برجام، ضمن تمایل به حفظ همکاری با دو طرف، در نهایت آمریکا را بر ایران‌ترجیح خواهند داد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
***
*آمریکایی‌هــا چندی‌اســـت که می‌گویند در حال بازبینی سیاست‌های خود در قبال ایران هستند، همچنین آنها می‌خواهند  به بهانه‌های غیر هسته‌ای کشورمان را در برابر تحریم‌های جدیدی قرار دهند. ارزیابی شما از مسیر در پیش گرفته  این کشور در برابر ایران چیست؟
حدود شش ماه از استقرار دولت پست نو محافظه‌کار‌ترامپ در آمریکا می‌گذرد. این دولت در چارچوب اتاق‌های فکری حرکت می‌کند که نماینده‌تراست‌های تسلیحاتی آمریکا هستند. از سوی دیگر بر آن هستند که در عرصه سیاست داخلی، به کنترل ‌تراست‌های نفتی و کنترل تسلط اقتصادی نایل شوند. در حوزه سیاست خارجی، آمریکا بر آن است که در چارچوب نظریه‌پردازی اتاق‌های فکر مسلط بر دوران‌ترامپ، زمینه‌های ایجاد تنش‌های بین‌المللی را افزایش و به واسطه دستاوردهای دولت بوش دوم در گسترش ضریب نفوذ قدرت آمریکا در آسیا، دستاورد اوباما در تثیبت این ضریب نفوذ اکنون به استحکام این ضریب نفوذ در خاورمیانه دست یابد. از این رو در عرصه سیاست خارجی، از چند گام بهره می‌برد. گام نخست پارادایم است. افراد حاکم بر سیاست خارجی آمریکا میل به پارادایم آشوب دارند. دکترین برخاسته از آن، دکترینی است که تمایل به بازیگر دیوانه دارد و‌ترامپ این نقش را به خوبی بازی می‌کند. سیاست‌های کلان حاکم و برگرفته از این دکتر، سیاست کلانی تحت عنوان ابهام است و سعی می‌کند در چارچوب ابهام حرکت کند. استراتژی برخاسته از این مرحله ابهام، جا خالی دادن و سپس حمله است. تاکتیک‌ها و تکنیک‌های ناشی از این معنا را ما هم اکنون در عرصه خاورمیانه می‌بینیم. ایجاد اتحاد معنادار از طریق همگرایی با مسکو و دیگر کشورهای تزاحم‌دار با منافع آمریکا در جهت برخورد با داعش و حل و فصل مسائل سوریه، ایجاد آشوب و انتقال بحران از خاورمیانه عربی به فلات ایران و خلیج فارس، بزرگ کردن شاه‌ماهی قرمز خلیج فارس و بحران ناشی از آن یعنی قطر و تعمیق و ژرفا بخشیدن به ایران‌هراسی، همگی در یک مسیر خاص در چارچوب همین معنا در حال پیشرفت است. آمریکای پس از اوباما به دنبال دکترین محدودسازی همکاری‌های بین‌المللی با ایران و محاصره منطقه‌ای تهران عمل می‌کند. مدیریت این محاصره را تل‌آویو و اجرای آن را ریاض به عهده گرفته است. اکنون آمریکا در پی ایجاد فضای متناسب برای محدودسازی همکاری‌های بین‌المللی با ایران است و تحریم‌های جدیدی که سنا به دنبال آن است، اگر توسط کنگره آمریکا تصویب شود، با امضای رئیس‌جمهور بار دیگر ایران را در چارچوب تحریم‌های فلج‌کننده قرار می‌دهد، در پی اجرای محدود کردن همکاری بین‌المللی با ایران بر خواهد آمد.

*در این میان واکنش کشورمان باید چگونه باشد؟

آمریکا تلاش دارد که مواد مندرج در برجام را نقض نکند، همان‌طور که ایران هم به دنبال همین موضوع است. اما آمریکایی‌ها به موازات تلاش برای اجرایی کردن بندهای برجام، به واسطه آنکه برجام در زمان انعقاد تنها در چارچوب پرونده هسته‌ای صورت پذیرفت، راه را در پرونده‌های دیگر برای خود باز کرده است. زمانی که برجام انجام شد زمینه‌هایی بین ایران و آمریکا به وجود آمد که در باب مسائل دیگر موجود بین ایران و آمریکا و حتی مساله سوریه، با ایران مذاکره مستقیم شود اما دستگاه سیاست خارجی ایران این اجازه را به وزارت امور خارجه نداد که بتواند غیر از مساله پرونده‌ هسته‌ای، به مسائل دیگر بپردازد. اکنون با کنار رفتن دولت نو دموکرات، دولت پست نو محافظه‌کار‌ترامپ درست در نقطه مقابل، از همان پرونده‌ها، یعنی پرونده مسائل منطقه‌ای ایران، پرونده سلاح‌های غیرمتعارف، پرونده حقوق بشر، مسائل بین ایران و اسرائیل و امثال آن استفاده می‌کند تا بهانه این اتهامات و عدم حل آنها در چارچوب مذاکرات دیپلماسی، زمینه تحریم‌های فلج‌کننده شدیدتری را علیه ایران فراهم کند. مامور کردن فردی موسوم به آیت‌اللـه مایک در سی‌آی‌اِی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران و اقداماتی که در چارچوب فروش سلاح‌های تهاجمی به عربستان انجام شده، همگی معنادار هستند و تا حدود زیادی نشان می‌دهد که وضعیت منطقه در لایه‌های زیرین متوجه ساماندهی و سازماندهی قدرت علیه تهران است.

*نتایج سفر وزیر خارجه کشورمان به آمریکا و دیدارها و اظهاراتی که او طی این سفر داشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ظریف یک چهره بین‌المللی است و نمی‌توان او را در وزارت امور خارجه ایران محدود کرد. او هم‌اکنون یکی از برجسته‌ترین دیپلمات‌های جهان محسوب می‌شود و دوست و دشمن به این موضوع اذعان دارند. او به تنهایی یک امیر سرافراز حرکت دیپلماتیک ایران در وجوه گوناگون منطقه‌ای و به ویژه بین‌المللی است. ظریف در شورای روابط خارجی آمریکا مواضعی را اتخاذ کرد که تا حدود زیادی می‌تواند نخبگان موجود در آمریکا را به فکر وا دارد. او به این نکته اذعان کرد که در خاورمیانه شاهد شکست برخی از کشورها هستیم که مانند ایران انتخابات ندارند. او آشکارا با همین جمله اشاره به برتری دموکراتیک ایران بر کشورهای منطقه رقیب به ویژه عربستان داشت. نکته‌ای که او در چارچوب حمایت از‌تروریست‌ها برای حمله به مجلس ایران بیان کرد، از ظرافت سخن دیپلماتیک ظریف حکایت دارد. همچنین او نکاتی را در باب تحریم‌ها در برابر ایران اشاره کرد و اذعان به اینکه تحریم‌ها کارساز نیستند، همان‌طور که وقتی آمریکا شروع به تحریم ایران کرد ما 200 سانتریفیوژ داشتیم و در زمان مذاکرات این تعداد به ۲۰ هزار سانتریفیوژ رسید و موشک‌های ما ابزارهای دفاعی ما هستند. نه تنها این جملات مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران را بازتاب کرد، بلکه به واسطه تسلط او به مسائل حقوق بین‌الملل و ادبیات سیاسی، می‌تواند اجماع بین‌المللی مورد نظر آمریکا را در ارتباط با ایران با چالش‌های بسیار جدی روبه‌رو کند. گسسته شدن سیاست‌های اروپا از آمریکا در قبال برجام، بیش از هر چیز از منظر سیاسی و دیپلماتیک در گروی شخصیت شخصی به نام ظریف و ادبیات مدبرانه و متخصصانه او در حوزه مسائل مربوط به سیاست خارجی و روابط بین‌الملل است. سفر او به کشورهای اروپایی قبل از این سفر و حضور او در شورای روابط خارجی آمریکا تا حدود زیادی موجب شده است که هم‌اکنون حتی افکار عمومی آمریکا در ارتباط با سیاست‌های‌ترامپ در قبال ایران با چالش روبه‌رو شوند و دولت آمریکا به صراحت تعهدات ایران به برجام را بار دیگر به کنگره آمریکا گزارش دهد.

Rادعایی که آمریکایی‌ها برای اعمال تحریم‌های جدید علیه کشورمان دارند، مبنی بر سیاست‌های  مقابله با‌تروریسم است؛  با توجه  به  اقدامات این کشور در منطقه  و حمایت از دولت هایی چون عربستان که از جمله حامیان اصلی‌تروریسم  است، در نهایت  می‌تواند وارد  فاز جدیدی از تحریم‌ها شود؟

ایران و آمریکا با وجود برجام، جدای از پرونده هسته‌ای، پرونده‌های متفاوتی را علیه یکدیگر دارند. در مرحله نخست ما با آمریکا در لایه‌های استعاره‌ای و واژگانی دچار بحران مفاهیم هستیم. تعریف ما از‌تروریسم با تعریف آمریکا متفاوت است. تعریف قدرت در نظام جمهوری اسلامی با نظام حاکم بر آمریکا و قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی مسلط ناشی از این قدرت در اصطکاک است. عدم قبول مذاکره مستقیم با آمریکا و دیگر کشورهای جهان در قالب 1+5 برای پرونده‌های دیگر از سوی ایران بود که باعث شده هم‌اکنون دولت‌ترامپ پس از دولت اوباما فرصت یافته با بهانه قرار دادن آن پرونده‌ها، زمینه‌ تحریم‌های جدید علیه ایران را فراهم کند. در نظام بین‌الملل قواعدی حاکم است اما این قواعد مانند قواعد ناظر بر صحنه سیاست داخلی کشورها ضمانت اجرایی ندارد.

آمریکا به عنوان ابرقدرتی که دارای بیشترین میزان قدرت در نظام بین‌الملل است، نه بر اساس قواعد حقوقی و قوانین بین‌المللی، که بر اساس قدرت خود و اصطکاک قدرت خود با تهران و تخاصم موجود با ایران عمل می‌کند.

بنابراین باید گفت اعمال تحریم‌ها در‌آینده جدی است و اگر ایران می‌خواهد تحریم‌ها برداشته شود و در تقابل با آمریکا وارد عمل شود تا حدود زیادی سر دوراهی قرار می‌گیرد. یا باید یک نه بزرگ به آمریکا بگوید یا یک آری بزرگ. گفتن نه هزینه‌های بسیار زیادی حداقل در یک مناظره بین‌المللی دارد. این مناظره برد برد نیست، بلکه برد و باخت است. ایران به جای مناظره با آمریکا می‌تواند مذاکره با آمریکا را قبول کند. مذاکره فی‌نفسه از یک قانون برد برد پیروی می‌کند.

انتخاب مناظره‌ای که ممکن است به منازعه نظامی منجر شود و مذاکره‌ای که می‌تواند منجر به یک همکاری مثبت شود، با تصمیم‌گیران عرصه سیاست خارجی در ایران است. در سال 84 ایران می‌توانست در پرونده هسته‌ای به جای مناظره با آمریکا مذاکره کند و به برد برد برسد و حتی امتیازات بیشتری حتی بیش از برجام سال 94 برای خود فراهم کند؛ اما به جای مذاکره در سال 84 و با روی کار آمدن دولت‌های نهم و دهم، مناظره با آمریکا را در دستور کار قرار داد و در نهایت هم‌اکنون به جای اینکه ما بتوانیم به سادگی به سازمان تجارت جهانی وارد شویم و پول‌های بلوکه‌شده ایران به راحتی بازگردد، همه این امتیازها را شوخی خواندیم و تحریم‌ها را کاغذپاره دانستیم. اما در سال 92، مذاکره با آمریکا را نرمش قهرمانانه نامیدیم و نتایج آن را هم می‌توانیم امروز با گشایش‌های ایجاد شده ببینیم. نهایتا ایران باید انتخاب کند، اینکه به دنبال مناظره با آمریکا باشد و یا مذاکره.

*غیر از ایران و آمریکا دیگر کشورهای عضو کمیسیون مشترک برجام در برابر روز افزون شدن کارشکنی‌های ایالات متحده و به بن بست کشاندن احتمالی برجام از سوی این کشور کدام سو را خواهند گرفت؟

کشورهای جهان همه به دنبال منافع خود هستند. در نظام بین‌الملل قانون منافع حاکم است. بسیاری از آنها سعی می‌کنند در مرحله نخست هم منفعت همکاری با ایران را در انبان خود ذخیره کنند و هم ارتباط با آمریکا را. اما در نهایت مانند پرونده هسته‌ای، اگر آمریکا به میدان بیاید، که خواهد آمد و قوانین مجازاتی را اعمال کند، همان‌گونه که در پرونده هسته‌ای نشان داده شد، آنها آمریکا را بر ایران‌ترجیح خواهند داد. ما باید واقعیت‌های نظام بین‌الملل را قبول کنیم و بپذیریم که در جایگاهی قرار گرفته‌ایم که باید منافع و امنیت ملی و مصالح دینی آینده ایران امروز را در فردا مد نظر قرار داده و تصمیم‌‌گیری کنیم.

[ad_2]

لینک منبع

با تودیع وثیقه؛حسین فریدون آزاد شد

[ad_1]

گروه سیاسی: با ارائه وثیقه تعیین شده به دادسرا، حسین فریدون آزاد شد.

روز گذشته بود که محسنی اژه ای،سخنگوی دستگاه قضا خبر بازداشت حسین فریدون را اعلام کرد. به گفته اژه ای، مسائل مالی محتوای پرونده برادر رئیس جمهور را تشکیل داده است. سخنگوی دستگاه قضا تصریح کرد: این فرد روز شنبه احضار و به دلیل عدم تامین وثیقه راهی زندان شد. فریدون که قرار بود امروز در جلسه بازپرسی در دادسرا حضور یابد به دلیل مشکلات جسمی روانه بیمارستان شد و اکنون هم در یکی از بیمارستان های خصوصی تهران بستری است. بر اساس اطلاعات به دست آمده، نماینده فریدون وثیقه مورد نظر را به دادسرا رسانده تا حکم آزادی وی رابگیرد. دادگاه با تامین وثیقه موافقت کرده است تا فریدون از بیمارستان به زندان بازنگردد. پس از بهبودی حسین فریدون، جلسه بعدی بازپرسی ازوی برگزار خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

بیان واقعیت و نه سهم خواهی

[ad_1]

مهدی دادویی‌نژاد
دکتر عارف در سخنان درست و روشنی که نیاز به تحلیل و شاخ و شانه کشیدن امثال حسام الدین اشنا ندارد منویات جریان اصلاح طلبی را به طور روشنی بیان نمود، حرف از سهم خواهی بی معنی است و سخنی از سهم خواهی هم بیان نشده، هر کنش گر سیاسی در سطح ریاست جمهوری که با حمایت گروهها و احزاب خاصی روی کار می‌اید قرار نیست که از رقیب خود یارگیری کند، عده‌ای امروز و به واسطه دلخوری خود از اینکه فلان فرد نزدیک به انها در لیست شورای شهر تهران راه نیافته تماما عملکرد شورای سیاستگذاری را زیر سوال برده و انها را متهم به دیکتاتوری نمودند و شروع به سم پاشی بر علیه وحدت به وجود امده کردند، کسانی که موضوعات این چنینی و مهم را به سطح جراید می‌اورند قطعا برای کمک خواستن از رای دهندگان برای نجات جریان اصلاحات این عمل را انجام نمی‌دهند بلکه به دنبال حذف عده‌ای برای رسیدن خود به جایگاهی هستند که لیاقت ان را نداشته و ندارند، که اگر داشتند از ماجراهای اوایل دهه 80 که منجر به انتخاب محمود احمدی نژاد بود درس گرفته و مجددا بر همان رویه سابق خود پافشاری نمی‌کردند.

عارف اگر از بسیاری از این مدعیان هزینه بیشتری نداده باشد قطعا از ایشان هزینه کمتر هم هزینه نداده، بسیاری از این افراد که این روزها سعی در تخریب وجهه عارف دارند اگر جای ایشان بودند تا اخرین لحظه در صحنه انتخابات می‌ماندند و با روحانی رقابت می‌کردند و مجددا کشور را به مهلکه 84 می‌بردند، یادمان نرفته چطور کار به جایی رسید که مجموع رای اصلاح طلبان را به زوال بردند. بسیاری از اقایان مدعی اصلاح طلبی که این روزها در حال فشار به دکتر عارف هستند در تمام این سال‌ها هزینه‌ای ندادند و افرادی که در راه اصلاحات دچار خسران شده‌اند کاملا مشخص هستند. هزینه بیشتر از این که کنار بکشی در حالی که توانمندی نفر اول بودن را دارا هستی؟

اگر به حمایت امثال حسام الدین اشنا بود روحانی باید عطای ریاست جمهوری را به لقایش می‌بخشید، از این به بعد و با توجه به تلاش‌های اصلاح طلبان در دو دوره ریاست جمهوری جناب روحانی تمام کنش‌ها و اتفاقات مربوط به پای اصلاح طلبان نوشته خواهد شد و از همین امروز اصلاح طلبان در سال 1400 اگر کاندیدایی داشته باشند یک کاندیدای مسئول و مستقر تلقی شده و نه یک کاندیدای جدید و با ایده‌های نو. پس به‌اندازه زحمتی که در روی کار آمدن جناب روحانی کشیده‌اند باید از نیروهای زبده اصلاحاتی استفاده شود نه از نیروهای اصولگرایی که برای رقیب روحانی تلاش کردند. شاید عملکرد شورای عالی بهترین نباشد اما خروجی اش بسیار بهتر از عملکرد رقیب در انتخابات بود و تاثیر خود را نشان داد حال چه شده عده‌ای ناراحت از جای نگرفتن عده‌ای در این لیست به چنگ‌اندازی به صورت اصلاحات در پوشش حمله به شورای عالی می‌پردازند؟

عارف هیچ گاه به دنبال سهم خواهی نبوده و نخواهد بود منش سیاسی او و رفتار و شخصیت او این ویژگی را با خود ندارد، حال عده‌ای با شیطنت می‌گویند او به دنبال کنار زدن جهانگیری برای 1400 است، اگر کنار کشیدن به موقع عارف در انتخابات 92 نبود ایا امروز کسی روی جهانگیری حسابی باز می‌کرد؟ جهانگیری و امثال او و رویش‌های مجدد اصلاحات در فضای سیاسی ایران نتیجه فداکاری امثال دکتر عارف هستند که با گردن نهادن بر تصمیمات و خرد جمعی راه را برای تنفس اصلاحات باز کرد. یادمان نخواهد رفت ارزش و وزن اخلاقی این مرد با اخلاق تا چه حد موجب دلگرمی اصلاح طلبان شده.

کسانی که امروز سعی می‌کنند در پوشش اصلاحات شخصیت دکتر عارف را به واسطه رابطه پدر و فرزندی و شاید خطایی احتمالی از سوی فرزند مورد تخریب قرار دهند چه فرقی با دلواپسانی دارند که چون از مرحوم هاشمی چیزی نداشتند او را به واسطه عملکرد فرزندانش تخریب می‌کردند و همچنان می‌کنند، البته که محمدرضا عارف به دنبال سهم خواهی نبود اما به دنبال بر هم زدن نقشه‌های ضد اصلاحات امثال آشنا خواهد بود که حتی آشنا از تعداد لایک‌های توییترش می‌تواند در یابد که مردم او را چیزی بیشتر از سعید جلیلی نمی‌پندارند. دست بوسی امثال حسام الدین اشنا از جناب جنتی که در روی خوش نشان ندادن و دشمن انگاری اصلاح طلبان کارنامه‌ای پر و پیمان دارد خود می‌تواند دلیل بر این مدعا باشد که امثال اشنا حاضرند تمام حیثیت خود را صرف رسیدن و نگه داشتن یک پست کنند حتی با دست بوسی و به پای این و ان افتادن، حال چه شده که امثال ایشان عارف را متهم به سهم خواهی می‌کنند والله اعلم.

[ad_2]

لینک منبع

رکود خانه‌های میلیاردی تهران

[ad_1]

طبق آخرین گزارش سرشماری نفوس و مسکن چیزی حدود 2 میلیون و 500 هزار خانه خالی در کشورمان وجود دارد که طبق گفته وزیر راه و شهرسازی ارزش این سرمایه حبس شده در بخش مسکن بالغ بر 250 میلیارد دلار است. از سوی دیگر در کشور 2 میلیون و 115 هزار واحد خانه دوم وجود دارد که معادل 7 درصد کل موجودی مسکن را شامل می ‌شود. یعنی در کشورمان امار خانه های خالی و شبه خالی (خانه دوم) بیش از 4 میلیون و 600 هزار واحد است. طبق گفته مسئولان و کارشناسان یکی از عواملی که باعث طولانی شدن دوره رکود بازار مسکن شد، وجود همین خانه های خالی بوده است .

حال اینکه در تهران، تعدد خانه های خالی و لوکس یکی از متهمان اصلی تعمق رکود بازار مسکن بوده و خانه هایی که اغلب انها حاصل ورود بانک ها و موسسات مالی به بازار املاک و مستغلات است. این روزها خبر خوش در بازار مسکن ورود تدریجی به دوره رونق است اما این رونق فعلا شامل حال خانه های کم متراژ و ارزان قیمت مناسب شرایط اقشار متوسط می شود و هنوز نوبت به خانه های لوکس نرسیده و گویا بازار خانه های لوکس تا اطلاع ثانوی در رکود باقی می ماند.

[ad_2]

لینک منبع

عکس خبرساز طالب‌زاده و مجری خارجی!

[ad_1]

گروه سیاسی: خبرآنلاین: در تصویر زیر نادر طالب‌زاده از اعضای ارشد ستاد ابراهیم رئیسی را می بینید که در حال گفتگو با یک مجری خارجی با پوشش زننده است. این عکس در اینستاگرام همسر نادر طالب زاده منتشر شده است.

[ad_2]

لینک منبع

واکنش به حمایت مجدد رئیسی از تتلو!

[ad_1]

گروه سياسي: علیرضا رحیمی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به سخنان اخیر  رئیسی واکنش نشان داد.

علیرضا رحیمی با اشاره به اظهارات اخیر ابراهيم رئیسی گفت: با توجه به شرایطی که در کشور وجود داشت، این انتخابات کاملا رقابتی و پر شور بود و علاوه بر اصل انتخابات، مشارکت مردم هم برای کشور و هم نظام امتیاز بزرگی بود. بعد از اتمام انتخابات نیز نگاهی که ما داریم، رو به آینده است و قانون انتخابات هم همه مسائل و برآیند ها را مشخص کرده که اگر احیانا کسی ادعای تخلف دارد ادعا را از کدام مسیر دنبال کند و مراجع قانونی برای رسیدگی به اعتراضات و ادعاها مراجع مشخص اند. لذا اینکه در قانون انتخابات زمان بندی لازم هم پیش بینی شده است.

وی ادامه داد: اینکه بعد از یک انتخابات رقابتی، سالم و پرشور، ادعاهای مختلفی مطرح شود، اعم ازاینکه این ادعا از طرف کاندیداها یا طرفدارانشان باشد، قاعدتا، نمی‌تواند سلامت انتخابات را زیر سوال ببرد. علاوه بر اینکه سلامت انتخابات هم در مراجع قانونی مورد تایید قرار گرفت و هم رهبری معظم انقلاب در صحبت هایشان صراحتا از سلامت کلی انتخابات اسم بردند و تاکید کردند اگر هم تخلفاتی به صورت جزئی صورت گرفته مراجع مربوط به این تخلفات رسیدگی کنند.

نماینده تهران در مجلس دهم همچنین با اشاره به سخنان رئیسی درمورد ادعای تخریب طیف مقابل گفت: درمورد ادعایی که درمورد مناظرات شده باید گفت اسم مناظره با محتوای آن تطابق دارد، نظر دو طرف در اینجا مطرح میشود. گاهی اوقات حرف هایی، ادعاهایی یا اتهاماتی در آنجا مطرح میشود که قاعدتا باید برای مردم رفع ابهام شود. بالاخره طرف مقابل باید این حق را داشته باشد که از خودش دفاع کند و در شرایطی که افراد از خودشان دفاع میکنند نباید به عنوان حمله به طرف مقابل در نظر گرفت.

افکار عمومی قضاوت میکند

رحیمی ادامه داد: چارچوب مناظرات یک چارچوب مدون و منقحی نیست. البته این نقص است که مناظرات چارچوب رفتاری لازم را به صورت مدون پیش بینی نکرده، منتهی طبیعی است زمانی که نسبتی به کسی داده میشود این فرد باید بتواند از خودش دفاع کند. آقای رئیسی هم صحبتشان این بود که حد روحانیت نگه داشته نشده. به هر حال اگر نگاه ما به منافع ملی و سازندگی کشور است باید به آینده نگاه کنیم نه گذشته. اتفاقا بعد از انتخابات ریاست جمهوری بیشترین حملات از سوی طیف منتقدین ومخالفین به دولت و دولتمردان صورت گرفته است؛ آن هم در آستانه انتخاب کابینه. نمونه اخیر این حمله ها هم در طرح سه فوریتی مجلس برای زیر سوال بردن قرارداد توتال دیده شد. به هر حال وزیر نفت مفصل توضیح داد.

همچنین اضافه کرد: خوشبختانه افکار عمومی درک میکنند و میتوانند قضاوت کنند که که این هجمه ها با چه هدفی است و در چه شرایطی دارد انجام میشود. به هر حال اگر هدف دلسوزی برای کشور است این انتقادها و سوال ها باید از مجاری قانونی خود پیگیری شود و شائبه افکنی و ایجاد دغدغه برای مردم نباید به بهانه انتقاد از دولت مطرح شود.

علیرضا رحیمی همچنین در واکنش به ادعای رئیسی مبنی بر اینکه رای قشر محروم به او بوده گفت: به هر شکل مشخص نیست که افرادی که رای نداده اند از کدام طبقه اند، همانطور که در مقابل مشخص نیست کسانی که رای داده اند از کدام طبقه درآمدی هستند. سیستم انتخاباتی ما واجدین شرایط را بر اساس در آمد و طبقه اقتصادی تقسیم بندی نکرده و هیچ اطلاعاتی در هیچ بخشی از دولت و نظام وجود ندارد که برای انتخابات رای دهندگان را به طبقات مختلف تقسیم کنند. به این سخنان باید در حد ادعا نگاه کرد و خیلی قابل توجه نیست.

این نماینده مجلس در پاسخ به سخنان رئیسی مبنی بر تبلیغ صدا و سیما برای روحانی گفت: مسئله تبلیغ وجود ندارد. در همه دوره های ریاست جمهوری این ادعا به ویژه در ماه های آخر منتهی به انتخابات وجود داشته است. فعالیت های رئیس جمهور مستقر را که خودش کاندیدای ریاست جمهوری به پای تبلیغات می‌گذارند و این نکته ای است که در همه ادوار انتخابات مطرح میشود. مهم این است که قصد تبلیغات وجود نداشته باشد. چنین قصدی نه از جانب آقای روحانی و نه از جانب صدا و سیما وجود نداشته است. صدا و سیما مکلف است اخبار حوزه ریاست جمهوری را پوشش دهد، همچنین که موظف است اخبار روسای دیگر قوا را پوشش دهد.

رحیمی افزود: این اتهام به هیچ وجه نمیتواند نه به آقای روحانی نه به صدا و سیما وارد باشد. طبیعی است که در هفته های انتخابات هم مردم ادامه فعالیت دولت را شاهد باشند و معنای این ادامه فعالیت تبلیغ نیست و صدا و سیما هم نمیتواند پخش فعالیت های دولت را در آستانه انتخابات متوقف کند. ما از مجلس در صدا و سیما ناظر داشتیم و اتفاقا بر تقسیم زمان برای کاندیدا ها نظارت کامل وجود داشت و گزارش تبلیغ به هیچ وجه به ما ارائه نشده است.

این نماینده اصلاح طلب همچنین با اشاره به سخنان رئیسی در حمایت حمایت از خواننده زیر زمینی گفت: به هر حال نه آقای تتلو میتواند به آقای رئیسی ارزش دهد و نه آقای رئیسی میتوانست ارزشی به این آقا دهد. این دیدار اساسا هیچ ارزشی را به صورت متقابل میان طرفین منتقل نکرد و فکر میکنم همه افراد از انتخابات درس های لازم را گرفته باشند.

[ad_2]

لینک منبع

شرکای اروپایی و معترضان وطنی

[ad_1]

امید پور عزیز

یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های دولت روحانی طی چهار سال گذشته اضافه کردن یک قطب جدید در کنار روسیه و چین در زمره شرکای استراتژیک کشور می‌باشد. تا قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم تنها شرکای استراتژیک قدرتمند ایران، کشورهای چین و روسیه بودند که البته این ارتباط نیز در شرایط متزلزلی قرار داشت. چرا که عمده اتکای ایران به این کشورها بیشتر بر اساس استیصال تعریف شده بود، و لذا ناخودآگاه ابتکار عمل تعریف سطح روابط و میزان پایبندی‌شان به آن تحت اراده آنان قرار داشت. لذا در سال ٩٢ روحانی و تیم سیاستگذاری‌اش بدرستی این نقیصه را رصد کرده و درصدد برآمدند بصورت چراغ خاموش و بدون تحریک این دو کشور دیگر عملا راه علاجی برای این معضل بیابند. شاید عملی و کارآمدترین راهکار در این زمینه وارد کردن اتحادیه اروپا به عرصه رقابت در زمینه همکاری‌های استراتژیک کلان در ایران بود. چرا که عملا بدین شیوه توازن بین رقبا باعث می‌شد از استثمار نامحسوس کشور توسط هر کدام از این سه قدرت کاسته شده و در یک عرصه رقابتی پویا و متکثر منافع ملی ایران منطقی‌تر و با ارزش افزوده بالاتری محقق گردد.

البته همه ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. اروپایی‌ها نیز شاید حتی بیش از ایران به چنین شریک استراتژیکی در منطقه نیاز داشتند و حتی بعد از برگزیت و یکدست شدن اتحادیه اروپا این تمایل نزدشان بیشتر هم شد. بعد از ابهامات متعدد در سطح روابط اتحادیه اروپا با‌ ترکیه و در نتیجه بحران‌های عمیق منطقه‌ایی در کشورهای عراق، سوریه و افغانستان عملا تنها قدرت قابل اتکا برای اروپا و بازتعریف استراتژی‌های نوین منطقه‌ایی برای این بلوک قدرت جهانی، می‌توانست معطوف به کشور ایران باشد. اروپایی‌ها برخلاف امریکایی‌ها حداقل بصورت عملیاتی درصدد تغییر رژیم در ایران نیستند، ولی مسلما یک ایران تعدیل شده، شبه دموکراتیک و ثبات‌آفرین در منطقه را به یک ایران ایدئولوژیک مهارناپذیر ‌ترجیح می‌دهند. لذا همسویی منافع در دوسوی ماجرا یعنی ایران و اتحادیه اروپا عملا می‌تواند نویدبخش آینده امیدوارکننده‌ایی به روابط طرفین باشد.

اما در این بین شاید رقبای استراتژیک سنتی جمهوری اسلامی یعنی روسیه و چین از پیدا شدن رقیبی جدید چندان هم خرسند نباشند ولی بخاطر مناسبات بین المللی‌شان با اروپاییان و همچنین ‌ترجیح دادن همسفره شدن با اروپاییان در ایران بجای آمریکایی‌ها، عملا چندان هم رقابت تنش‌آفرینی در سطح کشور را فراهم نمی‌کنند ولی به هرحال رقابت جاری آنها همواره وجود خواهد داشت و هرکدام سعی می‌کنند با جذب برخی گروه‌های سیاسی داخلی، سهم‌خواهی بیشتری از بازار ایران را داشته باشند اما در نهایت برنده این رقابت‌های پویای سه جانبه احتمالا به نفع منافع ملی ایران می‌تواند تمام شود. ولی بزرگ‌ترین ناراضی اصلی این روابط ایالات متحده آمریکا و دو متحد جدایی ناپذیر منطقه‌یی‌اش یعنی اسرائیل و عربستان سعودی می‌باشند.

ایران شاید بتواند روی کاغذ و براساس اصول مسلم تدوین استراتژی سیاسی، نظامی و اقتصادی قادر باشد در چارچوب یک دولت اعتدالگرا و تکنوکرات منافع ملی نسبی را از این مناسبات پیچیده بین‌المللی برای خویش استیصال کند، ولی عملا حضور یک عامل مخرب نیرومند داخلی (طیف تندرو) بخش اعظمی از این پتانسیل موجود را تلف کرده

[ad_2]

لینک منبع