مرد همسرکش در تهران سرقت می کرد

[ad_1]

به گزارش میزان، ساعت ۰۴:۴۰ بامداد صبح دوم تیرماه مأموران کلانتری ۱۳۴ شهرک قدس در زمان گشت زنی در خیابان علامه جنوبی به یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ به شماره انتظامی مشخص با یک سرنشین مشکوک شده، در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد که پراید دارای سابقه سرقت از حوزه کلانتری ۱۱۳ بازار در تاریخ است.با شناسایی خودرو مسروقه، مأموران کلانتری به راننده پراید دستور ایست داده، اما وی اقدام به فرار کرد که نهایتا در یک تعقیب و گریز و شلیک چند تیر از سوی مأموران، راننده پراید مجبور به توقف شده و توسط پلیس دستگیر می‌شود.با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع “سرقت خودرو” و به دستور بازپرس شعبه چهاردهم دادسرای ناحیه ۲ تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

متهم دستگیر شده که در زمان دستگیری خودش را بنام عبدالله  معرفی کرده بود، در تحقیقات اولیه منکر هرگونه اطلاع از مسروقه بودن خودرو شد و مدعی بود که خودرو را از یکی از دوستانش به نام علی دریافت کرده است؛ با انتقال عبدالله به پایگاه دوم آگاهی، هویت واقعی او بنام محسن۳۰ ساله محرز و با اعترافات وی، همدستش بنام علی  و به اتهام سرقت خودرو، در مورخه ۱۳/۰۴/۱۳۹۶ دستگیر و در بازرسی از مخفیگاهش در منطقه سرچشمه مقادیر قابل توجهی اسناد و مدارم شناسایی متعلق به افراد غیر کشف و به پایگاه دوم پلیس اگاهی منتقل شد.در تحقیقات اولیه، کارآگاهان با بررسی سوابق علی  اطلاع پیدا کردند که او نیز همانند همدستش سعی در مخفی نگه داشتن هویت واقعی خود به نام “رهام۳۷ ساله را داشته است.

رهام که اعتیاد شدیدی به مصرف موادمخدر از نوع شیشه دارد، پیش از احراز هویت واقعی اش درخصوص سرقتی بودن خودرو مکشوفه مدعی شد که خودرو را از فرد دیگری و در ازای پرداخت روزانه مبلغ ۲۵ تا ۳۰ هزار تومان اجاره  و خودش سرقتی انجام نداده، اما پس از شناسایی هویت واقعی و در بررسی سوابقش مشخص شد که او از مجرمان سابقه دار در زمینه ارتکاب جرایم مختلف بوده و تاکنون بار‌ها به اتهام ارتکاب جرایم مرتبط با موادمخدر، چک، ضرب و جرح عمدی و تخریب بار‌ها دستگیر و روانه زندان شده؛ همچنین در بررسی سوابق “رهام” در سیستم جامع پلیس مشخص شد که وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون تحت تعقیب پلیس آگاهی استان مازندران – شهرستان عباس مازندان قرار دارد.

در استعلام  از پلیس آگاهی شهرستان عباس آباد اعلام شد که “رهام” به اتهام قتل عمدی همسرش بنام “سمیرا” ۲۴ ساله در یکی از روستا‌های شهرستان عباس آباد، تحت تعقیب آن‌ها قرار داشته است که بلافاصله با اعلام خبر دستگیری رهام، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان عباس آباد به تهران اعزام شدند؛ برابر محتویات پرونده و اعلام نظریه پزشکی قانونی، مقتول به علت اصابت جسم سخت به ناحیه سر و در داخل منزلش به قتل رسیده و متهم  صراحتا به ارتکاب جنایت در زمان مصرف موادمخدر از نوع شیشه اعتراف کرد.سرهنگ کارآگاه سعدالله گزافی، رئیس پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با هماهنگی انجام شده، تیمی از پلیس آگاهی شهرستان عباس آباد با نیابت قضایی به پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ مراجعه و متهم با دستور قضایی با قرار بازداشت موقت به اتهام قتل عمـد تحویل کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان عباس آباد شد.

[ad_2]

لینک منبع

تداوم هوای گرم در غالب نقاط کشور

[ad_1]

گروه جامعه: مدیر کل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی با اشاره به بارش پراکنده در شمال غرب کشور طی دو روز آینده از تداوم هوای گرم در غالب نقاط کشور از جمله تهران خبر داد.

احد وظیفه در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: بر اساس تحلیل آخرین داده‌های هواشناسی طی سه روز آینده در بیشتر مناطق کشور، آسمان صاف و آفتابی همراه با ماندگاری هوای گرم است.وی افزود: طی سه روز آینده در نوارشرقی کشور وزش باد شدید پیش‌بینی می‌شود که در منطقه زابل در برخی ساعات با شدت گرفتن وزش باد پدیده گرد و خاک رخ خواهد داد.مدیر کل پیش‌بینی و هشدارسریع سازمان هواشناسی در ادامه گفت: روزهای دوشنبه و سه‌شنبه (۲ و ۳ مرداد) با گذر موج کم‌دامنه‌ای از نوار شمالی کشور در برخی نقاط شمالی شمال غرب کشور و ارتفاعات البرز مرکزی و غرب مازندران رگبار پراکنده باران و وزش باد دور از  انتظار نخواهد بود.به گفته وظیفه، طی ساعات بعدازظهر روزهای دوشنبه و سه‌شنبه در برخی مناطق غرب و جنوب غرب کشور افزایش سرعت وزش باد و در برخی نقاط گرد و خاک پیش‌بینی می‌شود.

وی افزود: در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه دریای عمان مواج خواهد بود.مدیر کل پیش‌بینی و هشدارسریع سازمان هواشناسی در مورد شرایط جوی تهران طی روزهای آینده گفت: آسمان تهران در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه، صاف تا کمی ابری، گاهی همراه با وزش باد با بیشینه و کمینه دمای ۳۷ و ۲۵ و ۳۸ و ۲۵ درجه سانتیگراد پیش‌بینی می‌شود.وظیفه در پایان در مورد گرمترین و خنکترین شهرها اظهار کرد: اهواز با بیشینه و کمینه دمای ۵۰ و ۳۰ درجه سانتیگراد گرمترین و اردبیل با بیشینه و کمینه دمای ۲۸ و ۱۵ درجه سانتیگراد خنکترین شهرهای کشور طی روز آینده هستند.

[ad_2]

لینک منبع

شادمانی ملی؛ فرصتی برای توسعه

[ad_1]

مهدی خلیلی- روزنامه بهار
وقتی یکی از مفاخر جهانی و متخصص مغز و اعصاب درباره این پرسش که مردم ایران از نظر مغز و اعصاب چگونه هستند؟ به شوخی و جدی می‌گوید: مردم سرزمین من مغز دارند ولی اعصاب ندارند!  این استاد به این نکته‌ ظریف اشاره می‌کند که روان‌هایمان ناروان است و آستانه‌ تحمل مان پایین! طبق گفته‌ کارشناسان رتبه‌ ایران از منظر شادی و شادمانی درمیان کشورها جهان چندان مناسب نیست و در قعر جدول شادی جهانی قرار داریم. کارشناسان  براین باورندکه ایران جزو کشورهایی است که پایین‌ترین نوع شادمانی و امید را دارند!

به‌راستی روان‌های ناروان و عدم شادی در جامعه می‌بایست مورد توجه صاحب نظران اجتماعی و سیاست‌گذاران فرهنگی قرار بگیرد. بی‌توجهی و کم توجهی به شادی و شادمانی فردی و ملی منجر به افزایش افسردگی افسردگی، بدبینی، انواع و اقسام اختلالات روان شناختی، هنجار شکنی، بحران‌های سیاسی، بی علاقگی به کار و پایین بودن تعهد به کار، اعتیاد، افزایش خشونت، بی‌انگیزگی ملی برای سازندگی، دورشدن از هویت ملی و درنهایت روی آوردن به فرهنگ بیگانه می‌شود!

جامعه افسرده و معیوب با روان‌های ناتوان و مساله دار و ملتی ناشاد و ناامید نمی‌تواند به توسعه‌ متوازن دست یابد و این روان‌های افسرده و معیوب منجر به اضافه بار هزینه‌های اجتماعی می‌شوند، کما اینکه همین وضع بر همه‌ کنش‌های اعم از تحصیل، کارآفرینی، مشارکت سیاسی اثر می‌گذارد. بنابراین شادمانی یکی از احساسات ریشه‌ای مثبت است که بر سلامت فرد و جامعه تاثیر‌گذار است و شادمانی همواره با خرسندی و خوش بینی و امید و اعتمادهمراه است.

 باید به شادمانی به عنوان یک مقوله اجتماعی چند وجهی در سطح خرد و کلان پرداخته شود و شاخص هایی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی  تعریف کرد. صاحب نظران بر این باورند که چنانچه احساس سلامتی، احساس رفاه مادی  و احساس رضایت شغلی را در حوزه اقتصادی، و احساس امنیت، احساس خود مختاری  و استقلال و احساس امید و عدالت را در حوزه سیاسی و هویت فردی، عزت نفس، بصیرت و تعین اجتماعی را در سطح فرهنگی  و احساس دوستی و همبستگی، احساس خشنودی و هویت اجتماعی و احساس اعتماد را در حوزه اجتماعی بالا ببریم، طبیعتا سطح شادمانی را بالا برده ایم.

واقعیت این است که  گسترش شادی و شادمانی و درنهایت امیدواری اجتماعی یک سرمایه گذاری ملی است. جامعه ناشاد و ناامید، جامعه‌ای است که احساس قدرت نمی‌کند و دولت را جدای از ملت فرض می‌نماید و به دنبال تغییر وضع موجود نمی‌رود وبرای اصلاح جامعه و حل مشکلات اجتماعی تلاش نمی‌کند؟ متاسفانه تحقیقات اجتماعی براین فرض و یافته تاکید می‌نمایند که در جامعه ایرانی، امیدو امیدواری اجتماعی از امید و امیدواری فردی پایین‌تر است. در جامعه ما فرد به  خود و داشته‌های خود بیشتر امید دارد تا به جامعه و نظام اجتماعی! نتیجه این امر بی نظمی اجتماعی، احساس سرخوردگی و فرار مغزهاست!

متاسفانه این تصور و تصویر در میان بسیاری از مسئولان و مردم  وجود داردکه شادی و شادمانی با لودگی و رفتارهای سبک همراه است و در متون دینی، تاریخ ملی , ادبیات فارسی و عرفان ایرانی بر پرهیز از شادی و شادمانی تاکید شده است؛ اما واقعیت این است که میراث ایرانی و اسلامی بر شادی و شادمانی تاکید می‌نماید وتفکرات ضد شادی و شادمانی در دین اسلام و تاریخ ایران و اندیشه بزرگان جایگاهی ندارد. می‌گویند: روزی کسی به خیام خردمند، که دوران کهنسالی را پشت سر می‌گذاشت گفت: شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من، چه زمانی درگذشت؟

خیام پرسید: این پرسش برای چیست؟

آن جوان گفت: من تاریخ درگذشت همه خویشانم را به دست آورده‌ام و می‌خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و…

خیام خندید و گفت: آدم بدبختی هستی! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی؟ ! . . . بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد! به راستی چرا به قول شفیعی کدکنی استاد سخن:

طفلی به نام شادی دیری است گمشده است

با چشم‌های روشن براق

با گیسوی بلند به بالای آرزو

هر کس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما

یک سو خلیج فارس

سوی دگر خزر

امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم و جامعه‌ای شاد و امیدوار داشته باشیم.

[ad_2]

لینک منبع

جشن عروسی که به عزا تبدیل شد

[ad_1]

گروه حوادث: فرمانده انتظامي شهرستان چابهار از دستگیری فردی که در مراسم عروسی اقدام به تیرندازی هوایی کرده بود، ولی منجر به قتل یکی از مهمانان شد، خبر داد.

‌به گزارش ایسنا، ‌سرهنگ “حیدر علی کیخا مقدم ” در تشریح این خبر گفت: در پی اعلام مرکز فوریت‌های پلیس مبنی بر یک فقره قتل در یکی از روستاهای شهرستان چابهار، بلافاصله اکیپی مجرب از پلیس آگاهی این فرماندهی جهت بررسی موضوع به محل مورد نظر عزیمت کردند.وی افزود: در بررسی و تحقیقات میدانی توسط پلیس مشخص شد که فردی 35 ساله در مراسم عروسی که در حال برگزاری بوده با کلت کمری یک گلوله به صورت سهوی شلیک می‌کند که به کتف چپ یک نفر برخورد و از قفسه سینه وی خارج می‌شود.سرهنگ کیخا در ادامه اظهار کرد: مصدوم بلافاصله جهت درمان به بیمارستان منتقل می‌شود، ولی به علت خونریزی شدید در بیمارستان فوت می‌کند.این مقام انتظامی تصریح کرد: با تحقیقات بعمل امده ضارب شناسایی و در یک عملیات ضربتی توسط کاراگاهان پلیس آگاهی دستگیر و یک قبضه سلاح کمری به همراه یک تیغه خشاب و دو عدد فشنگ جنگی از وی کشف شد.فرمانده انتظامی شهرستان چابهار در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: متهم پس از تشکیل پرونده مقدماتی جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.

[ad_2]

لینک منبع

تناقض‌گویی‌ها درباره‌ حادثه مترو شهرری

[ad_1]

گروه جامعه: مدیر روابط عمومی فرمانداری ری از ابهامات زیاد حادثه مترو شهرری خبر داد و اعلام کرد: موارد ضد و نقیض بسیاری در ارتباط با این پرونده مطرح شده است که تا مشخص شدن حقیقت، همچنان به تحقیقات ادامه می‌دهیم.

امین بابایی در تشریح ابهامات مطرح شده در فضای مجازی درباره‌ی حادثه‌ی متروی شهرری به خبرنگار انصاف نیوز گفت: موارد ضد و نقیض بسیاری در ارتباط با این ماجرا از ابتدای وقوع آن تا کنون گفته شده است؛ برخی معتقدند که امر به معروف بود، برخی دیگر همچون روحانی مضروب این حادثه، مدعی هستند که به هیچ وجه امر به معروفی در جریان نبوده و ایشان صرفاً در حال تردد بوده‌اند.
فیلم‌های مترو را منتشر می‌کنیم

وی گفت: پیام‌هایی نیز رسیده مبنی بر این که این روحانی درحال تذکر به خانمی در ارتباط با حجاب بوده است که ما با بررسی دوربین‌های مترو به چنین تصاویری برخورد نکرده‌ایم، اما تمامی این مسائل مطرح شده در دست بررسی است. بابایی تأکید کرد: تمام حوزه‌ی حاکمیتی و شخص فرماندار به دنبال این هستیم که نسخه‌ای از فیلم‌های مترو در اختیار عموم قرار گیرد تا ابهامات افکار عمومی تا حدودی برطرف شود. مشاور فرمانداری شهرری به شایعات دیگری در رابطه با حادثه مترو اشاره کرد و افزود: برخی شاهدان عینی مدعی هستند که ضارب در حالت عادی نبوده و با قمه حمله کرده، برخی به فیزیوتراپ و پهلوان بودن او و این که ساکن محمودآباد مازندران بوده اشاره می‌کنند و بسیاری اطلاعات ضد و نقیض دیگر که در این رابطه میان عموم مردم پخش شد. وی گفت: برخی مطرح کرده‌اند ضارب عضو فرقه‌ی عرفان حلقه بوده و در زمینه‌ی انرژی درمانی فعالیت می‌کرده است. همه‌ی اینها شایعاتی است که گفته می‌شود، اما هیچ کدام ربطی به این ندارد که فرد روی یک روحانی کاتر بکشد و به او آسیب برساند و پوششی برای این موضوع نخواهد بود.
ایجاد بحران در پی شلیک پلیس

بابایی افزود: این که ضارب، شخص فرهیخته‌ای بوده یا خیر، فرای التهاب و اضطرابی است که متأسفانه به وجود آمده و از بد حادثه، پلیس نیز به جای آنکه برای مقابله با این فرد درایت و تدبیر داشته، شلیک کرده و این قائله ختم به یک بحران شده است.
روحانیت دارای جایگاه ارزشی است

به گفته‌ی مدیر روابط عمومی فرمانداری شهرری، دو مقوله اینجا مطرح است؛ اول، بی اخلاقی‌ای که صورت گرفته؛ به هر حال روحانیت در نظام اسلامی ما دارای  یک جایگاه حقیقی و حقوقی است و رعایت شأن یک روحانی، یکی از اصول این جامعه است. این که برخی افراد در تقابل و اختلاف با جامعه‌ی روحانیت هستند، بحثی دیگر و عقیده‌ی فردی است و من بر روی این مسائل بحثی ندارم، اما اساساً در نظامی که ماهیتش بر مبنای جمهوری اسلامی است، روحانیت دارای جایگاه ارزشی، اعتقادی و انسانی است. بابایی با بیان این که اقدامی که فرد ضارب انجام داده است، بنا به هر دلیلی قابل قبول نیست و در ساختار جامعه‌ی ما به نوعی یک ناهنجاری است، اظهار کرد: مقوله‌ی دومی که مطرح می‌شود این است که آیا این فرد جزو اراذل و اوباش بوده یا آنکه از افراد عادی جامعه و دارای پایگاه اجتماعی بوده است که این موضوع همچنان در دست بررسی است.
ضارب مقبولیت داشته است

وی گفت: تصاویر و فایل‌های صوتی که از شخص متوفی منتشر شده نشان دهنده‌ی این هست که او مقبولیت داشته، اما تمامی انسان‌ها به لحاظ رفتاری یک سیر سینوسی دارند و در شرایط حساس و عصبی ممکن است رفتار ناهنجاری از خود نشان می‌دهند و در نهایت جایگاه اجتماعی افراد تأثیری بر عملکرد منفی‌شان ندارد و کاتر کشی، برهنه شدن در انظار عموم و تمامی این رفتارهای ناهنجار، مطلوب هیچ ذهنی نیست. مشاور فرمانداری شهرری اطمینان خاطر داد که تمام مسوولان مرتبط به دنبال آن هستند با محوریت شخص فرماندار، این ماجرا را به سمت و سویی ببرند که با مستندات لازم به یک برداشت ذهنی مطلوب و معقول برسند و آن را در اختیار عموم قرار دهند، اما باید دقت داشت که این حادثه دارای زوایای پنهان بوده و نیروهای امنیتی در حال موشکافی آن هستند تا اخباری شفاف و بدون سانسور درحوزه‌ی اجتماعی منتشر کنیم. وی تأکید کرد: اکنون در دوره‌ای نیستیم که با پنهانکاری شرلیط را در پستو نگاه داریم. ما وظیفه‌مان این هست که اطلاع رسانی شفافی در قبال شهروندان انجام دهیم تا جلوی این شایعه پردازی‌های مداوم گرفته شود.

[ad_2]

لینک منبع

حضور زنان در ساحل دریا هم ممنوع شد!

[ad_1]

گروه جامعه: تهمینه میلانی در پستی در اینستاگرام به ممنوعیت حضور بانوان در ساحل دریا ی بوشهر واکنش نشان داد.

 اين كارگردان سينما با انتشار عکسی نوشت: به دستور شهرداری و پلیس برای بستن ساحل نرده کشیده شد! آناهیتا همتی نیز در همین راستا و در پاسخ به پست تهمینه میلانی نوشت: حضور بانوان فقط در زمان رأی گیری لازم است و بس!

[ad_2]

لینک منبع

اقدام وحشتناک مردي با خود و ۲فرزندش

[ad_1]

گروه حوادث_رسانه‌ها: روزنامه ایران نوشت: عقربه‌ها ساعت یک بامداد را نشان می‌داد که فرهاد 25 ساله (پدر کودکان) آخرین دقایق زندگی‌اش را روی تخت اورژانس بیمارستان کرج گذراند.   او هشت سال پیش زندگی‌اش را با دختری به‌نام لیلا شروع کرده بود و از وقتی از شهرستانی به کرج نقل مکان کردند زندگی‌شان از نظر مالی دچار مشکلاتی شده و مرد جوان به‌خاطر بیکاری تصمیم گرفت سر چهارراه نزدیک خانه‌شان بساط جگرکی راه بیندازد. دوسالی گذشت اما اوضاع مالی‌شان روز به روز بدتر شد تا اینکه لیلا نتوانست با این اوضاع کنار بیاید و به همین‌خاطر خانه را ترک کرد و با مراجعه به دادگاه طلاق و مهریه‌اش را خواست. این ماجرا هفت ماه طول کشید و فرهاد همچنان امیدوار بود لیلا به خانه بازمی‌گردد، غافل از اینکه تصمیم همسرش جدی بود.

 
آخرین دیدار با بقال محله

 بقال محله می‌گوید: هنگام غروب فرهاد همراه دو فرزندش سپهر و ستایش به مغازه آمد بدهی‌هایش را داد و گفت حلالش کنم و بعد از فرزندانش خواست هر چه خوراکی دوست دارند بردارند.. بعد قرار شد بچه‌ها را به خانه خواهرش ببرد در حالی که کلافه بود و حال خوبی نداشت. همان شب بود که با خبر شدم فرهاد در بیمارستان مرده و بچه‌هایش را به بیمارستانی در تهران انتقال داده‌اند.
 
پیامک مشکوک فرهاد به یک دوست
 یکی از دوستان مرد جوان گفت: او ماه قبل حال و روز خوبی نداشت و به‌خاطر تصمیم‌همسرش نگران بود. ساعت 11 شب حادثه و درست سه ساعت قبل از مرگش به من پیامک مشکوکی فرستاد که بشدت نگران شدم. بعد که سراغش را گرفتم، متوجه شدم در بیمارستان بستری شده و من در آخرین لحظات زندگی‌او در کنارش بودم. اما او خودش را قربانی تصمیم اشتباهش کرد.

 

ساعت 11 شب 28 تیر مرد جوان همراه دو فرزندش توسط امدادگران اورژانس به بیمارستانی در کرج انتقال یافته و بستری شدند. با توجه به گفته یکی از همراهان؛ مسمومیت هر سه نفر براثر خوردن قرص برنج بوده بنا‌بر این، بلافاصله پزشکان متخصص برای نجات آنها وارد عمل شدند. اما متأسفانه با وجود تلاش‌های تیم پزشکی مرد جوان ساعتی بعد جان باخت و ستایش 6 ساله و سپهر 3 ساله نیز که به نظر می‌رسید تعداد کمتری قرص خورده‌اند به کما رفتند. آنها در حالی که شرایط وخیمی داشتند نیمه شب به بیمارستان لقمان پایتخت انتقال یافتند. فرهاد غروب روز 28 تیر پس از خوردن قرص برنج همراه فرزندانش به خانه خواهرش رفت. اما وقتی ستایش به خاطر دل درد به عمه‌اش پناه برد، گفت: بابا قبل از اینکه بیاییم به ما قرص داد و خودش هم از آن قرص‌ها خورد. چند دقیقه بعد هم فرهاد بیهوش و دو فرزندش از حال رفتند.

[ad_2]

لینک منبع

یک «راستگو»ی دیگر در شورا؟

[ad_1]

می‌گل هشترودی-روزنامه بهار:  زمزمه انتخاب شهردار  بعد از انتخابات شورای شهر شروع شد.  همه نگران از آینده شهر تهران با وجود تمام زیر ساخت‌های ویران شهر هستند  و امید‌وار به این‌که شاید انتخاب شایسته‌ای برای شهرداری بتواند روند فرسایشی تهران را رنگی دیگر ببخشدو جریان اصلاحات به عنوان پیروز انتخابات شورای شهر در تلاش است تا با بررسی گزینه‌های مختلف  جانشین مناسبی برای قالیباف پیدا کند.بالاخره بعد از یک ماه و نیم انتظار و گمانه‌زنی برای انتخاب شهردار تهران، ۷ گزینه نهایی برای تصدی این سمت مهم از سوی منتخبان شورای شهر پنجم مشخص شدند، گزینه‌هایی که منتخب از بین ۲۴ نفر با ساز و کارهای از پیش تعیین شده بودند.

آنچه گذشت

طبق اظهارت مرتضی الویری شهردار سابق تهران، قرار شده بود تا ۳۱ خرداد هر کدام از اعضا سه نفر را به‌عنوان نامزد به اعضای منتخب شورای شهر معرفی کنند. هر نامزد برای آنکه وارد مرحله بعد شود باید حداقل رأی پنج نفر از اعضا را داشته باشد. به گفته او، این رأی‌گیری تا اوایل تیر ادامه داشته و قرار بوده تا لیست گزینه‌ها دوم تا سوم تیر مشخص شود. در مرحله بعد شورای شهر به یک لیست پنج‌نفره رسیده و این پنج نفر موظف بوده‌اند تا چهارم تیر تفاهم‌نامه یا میثاق‌نامه‌ای را که توسط اعضای شورا تنظیم شده، امضا کنند. نامزدها تا ۲۰ تیر فرصت داشتند برنامه و کادر پیشنهادی خود را برای شهرداری تهران ارائه کنند. این برنامه‌ها به مدت یک هفته توسط نامزدها در جلسه شورای شهر مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است.

بر طبق  این اظهارات  ساز و کار به این صورت است که ۲۸ تیر رأی‌گیری انجام  شده و تعداد نامزدها از پنج نفر به دو نفر برسد. اگرچه براساس برنامه، رای گیری در زمان مقرر اتفاق افتاد اما به جای نام دو نفر ابتدا لیست ۲۴ نفره‌ای از گزینه‌های احتمالی شهرداری تهران به بیرون درز کرد که کمی بعد نام ۷ نفر به عنوان گزینه‌های نهایی شهرداری مطرح شد.  عباس آخوندی، معصومه ابتکار، علی‌اصغر احمدی، سید‌محمد‌علی افشانی، حبیب‌الله بیطرف، وفا تابش، اکبر ‌ترکان، احمد‌ ترک‌نژاد، قاسم تقی‌زاده خامسی، محمد پژمان، علیرضا جاوید، سید‌محمود حسینی، پیروز حناچی، محمدصادق خرازی، سید ابوالفضل رضوی، محمد ستاری‌فر، محمد شریعتمداری، الهه کولایی، سید‌حسین مرعشی، محسن مهرعلیزاده، حجت میرزایی، محمدعلی نجفی، محسن نریمان و رضا ویسه کاندیداهای اولیه اعضاء برای شهرداری تهران بودند. به دنبال رای‌گیری نهایی نجفی، مرعشی، شریعتمداری، کولایی ، مهرعلیزاده، بیطرف  و افشانی گزینه‌های نهایی شهرداری تهران شدند.

نام هاشمی در گزینه‌های شهرداری نبود

با اعلام این اسامی مشخص شد که محسن هاشمی که رکورددار رای در انتخابات شورای شهر تهران است، با وجود درخواست‌ها برای داوطلب شدن وی برای سمت شهرداری تهران اعلام کرده که منتخبان نامش را به عنوان نامزد شهرداری تهران پیشنهاد ندهند. بنابراین نام او از میان گزینه‌هایی که احتمال حضورش در شهرداری تهران بالا بود حذف شد. محسن هاشمی منتخب شورای شهر تهران در خصوص شرکت نکردن خود به عنوان گزینه‌ای برای شهرداری گفت: برای احترام به نظر اکثریت شورا، خواستم که نامم به عنوان گزینه شهرداری طرح نشود. باتوجه به اینکه اکثریت اعضای شورا، تمایل داشتند که در بررسی گزینه‌های شهرداری تهران، فردی از درون شورا مطرح نباشد، امروز قبل از رای گیری از همکاران خود در شورا، درخواست کردم که فردی نام بنده را به عنوان گزینه شهرداری تهران مطرح نکند. وی افزود: همان‌گونه که بارها تاکید کرده‌ام، شورای شهر یک فعالیت جمعی است و حفظ انسجام شورا مهمترین اصل برای کارایی آن است. از این رو با توجه به تمایل اکثریت شورا مبنی بر عدم طرح نام اعضای شورا، به‌عنوان گزینه‌های شهرداری تهران، برای احترام به نظر همکاران این اقدام را انجام دادم. براساس رای گیری به‌عمل آمده گزینه‌هایی که بیشترین آرا را به‌دست آورده‌اند، برنامه خود را به شورای منتخب ارائه خواهند داد تا شورا از میان آنان فردی را انتخاب کند.

انتخاب بر چه مبنی؟

گفته می‌شود حسن روحانی از اصلاح طلبان خواسته که شهردار غیر سیاسی برای تهران انتخاب کنند. رئیس جمهور در مذاکره کمیته تعامل شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، ضمن بیان دیدگاه‌های کلی خود پیرامون مدیریت شهری تهران  به اصلاح طلبان توصیه کرده بود که یک چهره غیر سیاسی را به عنوان شهردار تهران انتخاب نمایند. پس از آن هم عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات گفت: انتخاب گزینه‌های شهرداری بر اساس شاخصه‌هایی که رهبر جریان اصلاحات مطرح کرده بودند، صورت گرفته است. ناصری گفت: افرادی که انتخاب شدند باید طی ۲ هفته برنامه خود را معرفی کنند و حضور یک خانم در بین افراد نشان می‌دهد که این شورا هوشمند است. رفتار اعضای شورا من را به عنوان یک کنش‌گر سیاسی به آینده تصمیمات شورای شهر تهران امیدوار کرد. از میان این افراد هر شخصی انتخاب شود به اتفاق آرا مورد پذیرش شورای شهر خواهد بود و حتما قابلیت‌هایی که رهبری اصلاحات گفتند را دارند و بر اساس شاخصه‌های مورد تاکید رئیس دولت اصلاحات انتخاب شدند. رهبر اصلاحات تاکید داشتند که شهردار تهران باید کارآمد، پاک‌دست و ملی باشد که قطعا در جلسه شورا این ویژگی‌ها مد نظر قرار گرفته شده است. انتخاب این ۷ نفر بر اساس یک رویکرد برنامه محور بوده و کار شورا نشان داد که برنامه برایش از همه چیز مهم‌تر است.پس از آن هم زهرا صدراعظم نوری، منتخب شورای شهر تهران در صفحه توییتر خود نوشت: در گام بعدی فرایندانتخاب، باید انتخاب شهردار پایتخت در قواره پایتخت باشد.

معاون قالیباف  رای نیاورد

با این‌که علیرضا جاوید   رای نیاورد و موفق نشداز طریق شورای اصلاح طلب، به گزینه‌های اصلی شهرداری تهران راه یابد؛ اما نکته‌ حائز اهمیت آن است که چه کسی و چرا، چنین فردی که تعلقات جناحی و فکری او کاملا مشخص است، را به عنوان گزینه شهرداری تهران مطرح کرده است. این اتفاق ممکن است اکنون کوچک به نظر برسد اما می‌تواند در بزنگاه‌های تعیین کننده، باعث بحران شود، همانطور که هیچکس تصور نمی‌کرد الهه راستگو که با لیست اصلاح طلبان وارد شورا شده بود، با رای خود به قالیباف از شکست او جلوگیری و از پیروزی گزینه اصلاح طلبان در انتخاب شهرداری ممانعت به‌عمل آورد.حسن رسولی منتخب مردمی در شورای شهر پنجم درباره این موضوع گفته است: من هم خبر ندارم چه کسی علیرضا جاوید را طرح کرده بود. قطعا، یکی از ما 21 نفر به ایشان رای داده، اما با اینکه این اتفاق افتاده خیلی مهم نیست. با این حال، باید حواسمان باشد.

ناهید خداکرمی نیز در این باره گفته است: شرایط رای گیری، کاملا آزاد بود، هرکس می‌توانست سه نفر را انتخاب کند. پس از اینکه نام جاوید طرح شد، از سابقه‌ او پرسیدم و متوجه شدم که معاون شهردار است. یک نفر از ما 21 نفر، ایشان را مطرح کرده است. البته این منافاتی با اصلاح طلبی ندارد. این نشان می‌دهد که ما هر کسی که فکر می‌کنیم به مدیریت شهر کمک کند، را در نظر می‌گیریم. البته در رای گیری، ایشان رای هم نیاورد. حجت نظری نیز توضیح داد: نمی‌دانم چه عرض کنم، یک نفر حتما به جاوید رای داده است، مطمئنا من نبودم. البته بحث مهمی است، من در حد خودم این تلاش را می‌کنم که این موضوع شفاف شود بهترین اتفاق این است که در همه‌ امور شفاف و مشخص رفتار کنیم. البته اطمینان می‌دهم کار به الهه راستگوها نمی‌کشد، چون باتوجه به شناختی که از اعضا پیدا کردم، مطمئنم تک‌تک اعضا به اصول اصلاح طلبی و حتی به فرمایشات بزرگان اصلاح طلب پایبند هستند. البته طرح جاوید از سوی بعضی از دوستان جای تعجب داشت و خیلی‌ها تعجب کردند.

شعار شفافیت

 با این‌که «شفافیت» یکی از شعارهای لیست اصلاح طلبان برای شورای شهر پنجم بود، اما باید اعتراف کرد حد اقل چیزی است که تا به حال به آن به طور جدی پرداخته نشده است. شفافیتی که انتظار می‌رفت در لیست امید شاهد آن باشیم و این اتفاق هیچ وقت حاصل نشد و حالا الهه راستگو که پنهانی اسم معاون قالیباف را نوشته است و مسلما هیچ شفافیتی در این باره نیزصورت نخواهد گرفت. به یاد داریم که  عدم شفافیت دلیلی بود که شاید بسیاری  از مردم به خاطر آن و تخلفات بی شمار دوره‌ قالیباف می‌نالیدند و آن را معیاری برای رای به «لیست امید» انتخاب کرده بودند. انتظار می‌رود اعضای شورای پنجم بنابر میثاقی که با مردم بستند و وعده‌هایی که در طول انتخابات داده بودند، نسبت به  این اتفاق  شفاف‌سازی کنند و از سر برآوردن الهه راستگوها جلوگیری کنند.

یک کاندید انصراف داد

ساعاتی بعد از انتشار خبر انتخاب 7 کاندیدا بود که مشخص شدحبیب‌الله بیطرف وزیر نیروی دولت اصلاحات و یکی از 7 نامزد نهایی شهرداری تهران در پیامی از نامزدی برای شهرداری تهران کناره گیری کرده است.

وی در پیام خود گفته بود: بدین‌وسیله به آگاهی می‌رسانم که اینجانب حبیب الله بیطرف، هیچ‌گاه آمادگی خود را برای سمت شهردار تهران به اعضای محترم شورای پنجم اعلام ننموده‌ام و اکنون ضمن تشکر از حسن نظر منتخبین محترم پنجمین دوره شورای اسلامی شهر تهران، انصراف خود را از کاندیداتوری شهرداری تهران اعلام می‌نمایم.

 نجفی و شریعتمداری از کاندیداتوری خود برای شهرداری تهران بی اطلاع بودند!

دراین بین شنیده‌ها حاکی از آن است که افرادی مانند شریعتمداری و نجفی را به عنوان کاندیدا معرفی کردند بدون آنکه این افراد تمایلی برای شهردار شدن داشته باشند یا اصلا موافقت خود را برای کاندیدا شدن اعلام کرده باشند. گفته می‌شود نجفی و شریعتمداری وقتی نامشان را در صدر کاندیداهای شهرداری تهران دیدند متعجب شده و اعتراض خود را به اعضای شورای شهر اعلام کردند. آن‌ها و چند گزینه دیگر اصلا «کاندیدای شهرداری نبوده و خود را کاندیدا نمی‌دانند» طرح نام آنها تنها  بازی جدید و البته پشت‌پرده طراحان لیست امید برای پراکنده کردن اذهان از تکرار «مهندسی» گذشته یعنی تهیه  لیست امید است. در جریان تهیه لیست امید افرادی که زیر مجموعه یک جریان خاص هستند با طرح عنوان حضور جوانان در لیست شورا ثبت نام حداکثری را کلید زدند و با حضور در فرمانداری تهران در روز ثبت نام بر اجرای این پروژه با نام حضور «جوانان» اما در عمل «آشفته کردن صحنه انتخاب لیست امید» از یک سو «مهندسی لیست» را کلید زده و از سوی دیگر آتش اختلاف را میان اصلاح طلبان شعله ور کنند.

پشت پرده  انتخاب هر 7 گزینه

همچنین برخی صحبت‌ها در رابطه با پشت پرده این انتخابات به این صورت است که در این مهندسی 7 گزینه‌ای قرار بوده است در یک سو کارگزاران حسین مرعشی، اتحاد ملت بی طرف و اعتماد ملی افشانی را در صدر قرار دهند و بقیه گزینه‌ها کسانی باشند که یا کاندیدا نمی‌شوند یا اصلا  امکان  حضور در شهرداری  ندارند. بدین ‌ترتیب رقابت در هفته‌های آتی میان همین سه گزینه‌ها خواهد بود. اما در حال حاضر حبیب الله بیطرف که گزینه اصلی حزب اتحاد ملت و با ائتلاف با حزب اعتماد ملی و دو نفر از مستقلین ۱۲ رای را کسب کرده بود انصراف داده و ما به ازای این مسئله نیز اعضای حزب اتحاد ملت در شورای شهر با گزینه اعتماد ملی یعنی افشانی رای خود را معامله کرده‌اند و با رای چهار نفر از مستقلین استاندار فعلی فارس ۱۴ رای کسب کرده است. اما تغییر جهت چند عضو نزدیک به عارف و تعدادی اعضای مستقل سبب شد برنامه مطابق طراحی انجام شده پیش نرود و کولایی و مهر علیزاده در جمع گزینه‌ها قرار گیرند.

چه خواهد شد. . .!

انتخاب شهردار تهران در حالی اندک اندک به نقطه پایانی خود می‌رسد که مسائلی در این روزها مطرح می‌شود که باعث تعجب اهل فن مدیریت شهری می‌شود. این که چه خواهد شد و در بین این گزینه‌های انتخابی بالاخره چه کسی راهی بهشت خواهد شد موضوعی است که باید دید در دو هفته آتی و با روندپیش رو چگونه پیش خواهد رفت.

[ad_2]

لینک منبع

گزارشي از مرگ ٢ گردشگر در دزفول

[ad_1]

به گزارش ایسنا، روز چهارشنبه (٢٩ تیرماه) یک گروه ١٩ نفره که بدون تجهیزات ایمنی و هدایت راهنمای حرفه‌ای به منطقه “کول خرسان” در دزفول رفته بودند، گرفتار گرداب آبی شدند که در پی آن دو نفر جان باختند. از بین این جمع جست‌وجوها برای پیدا کردن سه تن دیگر همچنان ادامه دارد. به گفته معاون سیاسی و اجتماعی فرمانداری دزفول، یکی از گردشگران نجات یافته گفته که سه گردشگر مفقودی را در آن منطقه زنده دیده است.

اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان اعلام کرده که این گروه بدون داشتن مجوز و رعایت اصول ایمنی وارد رودخانه دز و گرداب کول خرسان شده‌اند.در اطلاعیه ای هم که این اداره روز جمعه (٣٠ تیرماه) صادر کرده، نوشته شده: “اخباری مبنی بر سفر حادثه‌دیدگان در قالب تورهای گردشگری با مجوز اداره‌کل میراث فرهنگی منتشر شد. برای روشن شدن موضوع لازم به ذکر است که این مطلب صحت نداشته و پیش از این توسط اداره‌ی میراث فرهنگی، به ایستگاه های قایق رانی مستقر در رودخانه دز تاکید جدی صورت گرفته که به هیچ وجه بدون مجوز و نامه، هیچ توری را همراهی نکنند. بنابراین آنچه از شواهد پیداست این است که سفر این افراد در قالب تورهای دارای مجوز نبوده و با کرایه ی قایق های شخصی اقدام به سفر کرده اند و هیچ کدام از دفاتر خدمات مسافرتی دارای مجوز بند ب در استان نقشی در این زمینه نداشته اند.

بار دیگر ضمن ابراز تأسف و همدردی از حادثه ی رخ داده، خواهشمندیم، توصیه های صورت گرفته را مورد توجه جدی قرار دهند تا در آینده هرگز شاهد حوادثی چنین دردآور نباشیم.”حجت الله آریایی – مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری دزفول – نیز با تایید اینکه آن گروه فاقد هر گونه مجوز بوده و بدون داشتن تجهیزات وارد رودخانه دز شده، به ایسنا، گفت: در یک سال گذشته که ریاست این اداره را در دزفول بر عهده گرفته‌ام، حدود ۱۹ نامه برای آژانس‌های گردشگری، هلال احمر، هیات کوهنوردی و ارگان‌های مختلف فرستاده‌ام تا از برگزاری تورهای غیر مجاز مخصوصا در مناطق حادثه‌خیز جلوگیری کنند، اما متاسفانه همچنان شاهد اجرای این تورهای بدون مجوز هستیم.

وی درباره‌ ایمن‌سازی رودخانه دز با توجه به حوادثی که در آن رخ می‌دهد، اظهار کرد: در این منطقه سه سکوی قایقرانی وجود دارد که مسؤولان آنها مجاب شده‌اند هیچ مسافر و توری را بدون جلیقه نجات و مجوز سوار نکنند، اما متاسفانه در منطقه قایق شخصی زیاد است و معمولا از آنها استفاده می‌شود؛ کاری که آن گروه ۱۹ نفره انجام داد.آریایی افزود: ‌تبلیغات زیادی برای منطقه “کول‌خرسان” می‌شود و کلیپ‌های زیادی ساخته شده که جوان‌ها را به ماجراجویی در این منطقه خطرناک دعوت می‌کنند. با آنکه ما درخواست کرده‌ایم جلوی تورهای غیرمجاز گرفته شود، اما این تبلیغات هر روز به تعدادشان اضافه می‌کند.

وی درباره‌ی اقدام اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان و شهرستان دزفول برای ایمن سازی رودخانه دز اظهار کرد: ‌این توان و امکان در منطقه وجود ندارد، چرا که طول رودخانه یک یا دو متر نیست. از دریاچه دز تقریبا ۶۰ کیلومتر مسافت این رودخانه است که نمی‌توانیم برای هر نقطه از آن نگهبان بگذاریم، به هر حال هر کاری هم بخواهیم انجام دهیم به بودجه نیاز داریم.آریایی ادامه داد: رودخانه دز بیمه ندارد و از وحشی‌ترین رودخانه‌های منطقه است و با وجود آنکه بارها آن را به عنوان منطقه حادثه‌خیز معرفی کرده‌ایم، ولی باز شاهدیم عده‌ای بدون گذراندن دوره آموزشی وارد این منطقه می‌شوند. “کول خرسان” حتی به ندرت برای آموزش استفاده می‌شود و فقط غواص‌ها آن‌هم با تجهیزات کامل امکان حضور در آن منطقه را دارند.

مدیر میراث فرهنگی و گردشگری دزفول گفت: تعداد مراجعان این رودخانه دست کم ١٠٠ هزار نفر است که ۹۹ درصد آنها آخر هفته برای گردش به این رودخانه می‌آیند. ما هر چقدر هم سخت‌گیری کنیم، نمی‌توانیم برای این این تعداد نگهبان بگذاریم. آریایی درباره تمهیداتی که بعد از حادثه دز انجام خواهد شد توضیح داد: ‌قرار شده با همکاری آتش‌نشانی و هیأت کوهنوری دزفول، برای شناساسی نقاط حادثه‌خیز رودخانه اقدام و تابلوهایی در آن نقاط نصب شود.

در فیلم‌هایی که از محل حادثه منتشر شده، میزان خطرناکی آن مشخص است، راهنماهای اکوتوریسم نیز معتقدند این بخش از رودخانه دز که حادثه اخیر در آن واقع شده، مستلزم همراهی راهنمای متخصص در این زمینه است و ورود با تیوب _ اقدامی که این گردشگران انجام داده اند_ مخاطره انگیز است.


اعضای تیم نجات

[ad_2]

لینک منبع

معمای قتل همسر یک جراح

[ad_1]

گروه حوادث_رسانه ها: روزنامه ایران نوشت:با گذشت ۱۷ ماه از مرگ اسرارآمیز همسر یک جراح جوان، متخصصان کمیسیون پزشکی قانونی راز این جنایت هولناک را فاش کردند. این در حالی است که تحقیقات نشان داد، متهم با دستکاری مدارک پزشکی، تلاش داشته مرگ همسرش را بر اثر مصرف متادون نشان دهد.۲۰ دی سال ۹۴ زن جوانی به نام فاطمه پس از حدود دو ماه بستری در یکی از بیمارستان‌های شمال تهران جان‌ سپرد. ابتدا این‌طور به نظر می‌رسید که وی بر اثر مصرف متادون و عفونت ناشی از آن جان‌باخته است و کسی تصور نمی‌کرد زن جوان که پرستار یکی از بیمارستان‌های پایتخت بود، قربانی جنایت خاموش شده باشد. اما با شکایت پدر زن جوان و پیگیری‌های گسترده آنها و تیم جنایی، پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد.
گزارش یک مرگ

یکی از روزهای زمستان سال ۹۴مرد میانسالی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران ضمن تسلیم شکایتی مدعی شد که دخترش به دست دامادش به قتل رسیده است. این در حالی بود که پرونده بالینی پرستار جوان حکایت از آن داشت که فاطمه براثر عفونت شکمی و عوارض قلبی بر اثر مصرف متادون جان باخته است.اما با توجه به مشکوک بودن ماجرا و شکایت پدر پرستار جان‌باخته، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران دستور تحقیقات بیشتر برای کشف معمای مرگ را صادر کرد. در ادامه بررسی‌ها مشخص شد ۲۲ آبان، امدادگران اورژانس تهران پیکر نیمه‌جان زن جوان را به بیمارستانی در شمال تهران منتقل کردند.

این در حالی بود که همسرش مدعی بود فاطمه به اشتباه قرص متادون را به جای داروی استامینوفن خورده است. با ادعای این مرد، آزمایش‌های تخصصی انجام شد اما مرگ به علت مصرف متادون رد شد. ولی با توجه به اصرارهای پزشک جوان، نمونه‌های آزمایشگاهی برای دومین بار و در مرکز دیگری تحت بررسی قرار گرفت که این بار جواب، مثبت درآمد. در نهایت هم باتوجه به جواب مثبت آزمایش متادون، علت مرگ عفونت و عوارض قلبی ناشی از مصرف متادون عنوان شد.با وجود این پرونده فاطمه به کمیسیون سه نفره پزشکی قانونی ارجاع شد اما پس از انجام آزمایش‌های تخصصی و سم‌شناسی اعلام شد از آنجا که در آزمایش اولیه، وجود متادون در خون زن جوان یافت نشده، به همین خاطر آزمایش دوم رد می‌شود. از طرفی در ادامه بررسی‌ها مشخص شد مدارک پزشکی زن جوان نیز در بیمارستان عوض شده و تغییراتی در آن به وجود آمده است.
بازداشت پزشک جوان

با سرنخ‌های به‌دست آمده و احتمال دست داشتن دکتر جوان در ماجرای مرگ مرموز همسرش، بازپرس جنایی دستور بازداشت او را صادر کرد. بدین ترتیب پزشک جراح به اتهام قتل همسرش بازداشت شد. اما او همچنان منکر جنایت شد و اظهار داشت که همسرش را به قتل نرسانده است.پدر فاطمه در این‌باره گفت: «اردیبهشت ۹۴ دخترم با متهم که آن زمان در حال گرفتن تخصص بود ازدواج کرد. متهم – وحید – می‌گفت وضع مالی خوبی ندارد و به خاطر اینکه دلمان می‌خواست دخترمان در زندگی‌اش احساس آرامش و راحتی کند، یکی از اتاق‌های خانه‌مان را در اختیار او و همسرش قرار دادیم. آنها در خانه ما ساکن بودند تا اینکه ۲۲ آبان سال ۹۴، دامادم با من تماس گرفت و گفت با دخترم بحثشان شده است. به دخترم گفتم بهتر است آشتی کند اما او از وحید دلخور بود، ولی به هر حال باهم آشتی کردند.»
شاهد تزریق آمپول مرگ به خواهرم بودم

خواهر فاطمه در ادامه صحبت‌های پدرش گفت: «ظهر بود که داشتم از مقابل اتاق خواهر رد می‌شدم که متوجه شدم شوهرش به خواهرم دارویی تزریق کرد. بعد از آن از اتاق بیرون آمد و گفت به فاطمه داروی آرامبخش تزریق کرده و کسی به سراغش نرود. ما که نمی‌دانستیم ماجرا از چه قرار است باور کردیم. در طول آن روز مادرم چند باری به فاطمه سر زد اما چون همسرش گفته بود که داروی آرامبخش زده است، سعی نکرده بود او را بیدار کند. اما آخرین بار که به سراغ خواهرم رفته بود متوجه شده بود که کف از دهانش بیرون آمده است.به همین خاطر خیلی سریع با شوهرش تماس گرفتیم که او گفت با اورژانس تماس بگیریم. به هر حال من شاهد تزریق بودم. از آنجا که شوهرش پزشک است و اطلاعات زیادی در این رابطه دارد معتقدیم برای از بین بردن سمی که وارد بدن خواهرم کرده بود او را دو ماه در کما نگه‌داشته بود. به همین خاطر سرمی که به خواهرم تزریق می‌شد آثار باقیمانده سم تزریقی در بدنش را به تدریج از بین می‌برد.»

پدر فاطمه نیز گفت: «اصرار متهم برای انتقال او به بیمارستانی دیگر سؤالی است که همیشه در ذهن ما بی‌جواب مانده است. ما مخالف این انتقال بودیم ولی او به‌عنوان شوهر دخترم، پیکر نیمه‌جان همسرش را به بیمارستان دیگری انتقال داد. ۲۴ ساعت بعد هم کمد دخترم را خالی کرد و همان شب حادثه به اتاق دخترم رفت و خیلی از وسایل دخترم را برد و آنجا را تمیز کرد. همه این موارد نشان می‌دهد که او سعی در مخفی نگه داشتن مسائلی داشته که ما از آن بی‌خبر هستیم وامیدواریم هرچه سریع‌تر ابهام‌های موجود در پرونده پس از حدود ۱۷ ماه افشا شود.»پزشک جوان در حال حاضر با قرار بازداشت موقت تحت بازجویی‌های تخصصی کارآگاهان جنایی قرار دارد اما تاکنون به قتل همسرش اعتراف نکرده است.

[ad_2]

لینک منبع